وداع !

الان که این متن را می نویسم ٬ شام غریبان امام حسین «ع» است و من مجبورم به جای اینکه در جلسه حاج آقا مجتبی باشم ٬ در کیهان اخبار فردا - چهار شنبه - را آماده کنم.

خیلی غمگینم ٬ خیلی خیلی غمگینم. امشب حاجی حتما روضه حضرت زینب «س» را می خواند٬ بگذریم که موضوع بحث این شبهای ایشان ٬ موضوعی بسیار بکر و جذاب است و من حسرت می خورم .

دو روز گذشته چون تعطیل بود ٬ خوب توانستم از حضور در این مجلس پر مغز و پر فیض استفاده کنم . دیشب حاجی روضه وداع را خواند و هنگامه ای به پا کرد.

وداع

وداع

وداع همیشه سخت بوده است . نمی دانم وداع برای آنها که همه چیز را می گذارند و می روند سخت تر است یا برای آنهاکه بی همه چیز می مانند و نمی توانند بروند. نمی دانم وداع برای حسین سخت تر بوده است یا برای زینب ؟ برای خواهر سخت تر بوده است یا برای برادر؟!

***

دو سه سال پیش ٬ در همین مجلس حاجی ٬ وقتی جلسه تمام شده بود٬ به آقا مرتضی - دوست و برادر بسیار عزیز و دیرینه ام - بحث «وداع» پیش آمد. من حضور استاد سید حسام الدین سراج را در جلسات سابق حاجی یادآوری کردم . آقا مرتضی گفت : بعضی از آقایان می گویند به آقای سراج خواننده نگویید ٬ مداح بگویید. چون وجه مداحی ایشان کمتر از خوانندگیش نیست. من ناگهان به یاد نوار «وداع» سید  ٬ افتادم و از آن تعریف کردم . مرتضی بسیار مشتاق شنیدنش شد. فردا هر دو نوار «وداع» را برایش آوردم و دیگر آقا مرتضی را ندیدم تا شب آخر جلسه.

وقتی مرا دید٬ گفت : تقی ! تو چی کار کردی با ما؟ گفتم : چطور؟ گفت : همان موقع که نوارها را به من دادی سفر غیر منتظره ای برای مشهد پیش آمد و من با همسرم صبح زود به سمت مشهد راه افتادیم و نوارهای «وداع» را هم با خود بردیم. فقط این را بگویم که از تهران تا مشهد و از مشهد تا تهران - تمام راه را - با این نوار گریه کردیم . گریه هایی که کمتر از آنچه برای روضه های حاجی می کنیم نبود!

***

امشب روح بسیار خسته ای دارم. آنقدر که توان نوشتن آنچه از سید حسن حسینی انتخاب کرده ام ندارم . دلم می خواست امشب از «وداع» می نوشتم و این مجموعه عاشورایی هنرمند متعهد سید حسام الدین سراج را هم معرفی می کردم تا کسانی که دلشان می خواهد در خانه و خودرو و تکیه و مدرسه چیز تازه و تاثیر گذاری بگذارند همین الان دست به کار شوند و این آلبوم را تهیه کنند.

این روزها برای دل من خیلی دعا کنید...

/ 3 نظر / 56 بازدید

وداع ... وداع ... وداع ... قطعا برای خواهر سخت تر است ! گريه امانم نمی دهد؛ وگر نه از سختی اين وداع می گفتم! امان از دل زينب (س) ...

بهار۵۵

گويی تو نينوايی تر شده ای برادر. پس تو خواهرت را دعا کن!!

عطش زار

وداع آخرين مصرع شعر نيست تازه اول عشق است عشق...